عطار

شعر 47 | دل رفت و نگفت دلستانم که چه بود

دل رفت و نگفت دلستانم که چه بود

جان شد که خبر نداد جانم که چه بود

سِرِّ دل و جان من مرا برگفتند

نه خفته نه بیدار ندانم که چه بود

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.