عطار

شعر 32 | دردا که غرور بود و بسیاری بود

دردا که غرور بود و بسیاری بود

یک یک مویم بتی و زنّاری بود

پنداشته بودم که مرا کاری بود

چه کار و کدام کار پنداری بود

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.