عطار

شعر 21 | تا کی باشم عاجز و مضطر مانده

تا کی باشم عاجز و مضطر مانده

بادی در دست و خاک بر سر مانده

هر روزم اگر هزاردر بگشایند

من زانهمه همچو حلقه بر در مانده

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.