عطار

شعر 3 | تو خسته نهیی ز عشق، ور خستهئییی

تو خسته نهیی ز عشق، ور خستهئییی

دل در غم عشق او به جان بستهئییی

گر آگهییی که گم چه گشتهست ازتو

سر بر زانو نشسته پیوستهئییی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.