عطار

شعر 28 | بنشسته‌ای و بسی سفر داری تو

بنشسته‌ای و بسی سفر داری تو

هر ذرّه که هست ره گذر داری تو

صد قافله در هر نفسی می‌گذرد

ای بی‌خبر آخر چه خبر داری تو

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.