عطار

شعر 9 | پیوسته چو ابر این دل بیخویش که هست

پیوسته چو ابر این دل بیخویش که هست

خون میگرید زین ره در پیش که هست

گویند: چه کارت اوفتادست آخر

چه کار بود فتاده زین بیش که هست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.