عطار

شعر 11 | دیرست که جان خویشتن میسوزم

دیرست که جان خویشتن میسوزم

وز آتش جان، چو شمع، تن میسوزم

ای کاش، شد آمدم نبودی که مدام

تا آمدم از بیم شدن میسوزم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.