عطار

شعر 29 | جانا چو به نیستی فتادم برهم

جانا چو به نیستی فتادم برهم

در پیش درش چو جان بدادم برهم

گر نیست شدن در ره تو چیزی نیست

آخر ز تقاضای نهادم بر هم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.