عطار

شعر 77 | میپنداری که بیخبر بتوان زیست

میپنداری که بیخبر بتوان زیست

در بیخبری زیر و زَبَر بتوان زیست

چندانک نشینی تو و آخر بیقین

ای بی سر و بن چند دگر بتوان زیست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.