عطار

شعر 23 | دل کز سرِ عمر سرنگون بر میخاست

دل کز سرِ عمر سرنگون بر میخاست

از هر مویش چشمه خون بر میخاست

این بلبل روح بر سرِ گلبنِ جسم

از بهرِ چه مینشست چون بر میخاست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.