عطار

شعر 9 | هر شب چو غمی ز چشم من خون ریزد

هر شب چو غمی ز چشم من خون ریزد

گر کم ریزد ز ابر افزون ریزد

چون در مستی ز مرگش اندیشه کنم

هر می که خورم ز دیده بیرون ریزد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.