عطار

شعر 14 | ای دل هر دم دست به خون نتوان برد

ای دل هر دم دست به خون نتوان برد

ور دل بردی ز غم کنون نتوان برد

وی دیده تو کم گری که چندینی آب

در هیچ زمین به پل برون نتوان برد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.