عطار

شعر 31 | بس سیل که خاست هر نفس چشمم را

بس سیل که خاست هر نفس چشمم را

وز سر ننشست این هوس چشمم را

از بسیاری که چشم من آب بریخت

آبی بنماند پیش کس چشمم را

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.