عطار

شعر 1 | دردا که دلم بوی دوایی نشنود

دردا که دلم بوی دوایی نشنود

در وادی عشق مرحبایی نشنود

وز قافلهای که اندرین بادیه رفت

عمری تک زد بانگ درایی نشنود

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.