عطار

شعر 12 | جانا! جانی عاشق روی تو مراست

جانا! جانی عاشق روی تو مراست

افتادگییی بر سر کوی تو مراست

هرگز نتوان گفت –یقین میدانم

آن قصه که با هر سر موی تو مراست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.