عطار

شعر 18 | بی چهرهٔ تو در نظری نتوان دید

بی چهرهٔ تو در نظری نتوان دید

بی سایهٔ تو در گذری نتوان دید

حالی است عجب که با تو یک لحظه بدان

نه با خود و نه با دگری نتوان دید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.