عطار

شعر 17 | جان در غمت از خانه به کوی افتاده‌ست

جان در غمت از خانه به کوی افتاده‌ست

بر بوی تو در رهی چو موی افتاده‌ست

من در طلب تو و تو از من فارغ

این کار عظیم پشت و روی افتاده‌ست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.