عطار

شعر 52 | سودای توام به سر برون گردانید

سودای توام به سر برون گردانید

باری بشنو ز من که چون گردانید

بر خاک رهم فکند و خون کرد دلم

چون خاک شدم میان خون گردانید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.