عطار

شعر 9 | سرگشتهٔ توست نُه فلک، می‌دانی‌؟

سرگشتهٔ توست نُه فلک، می‌دانی‌؟

گِرد در‌ِ تو گشته به سرگردانی

تو خورشیدی‌، ولی میان جانی

خورشید که دیده‌ست بدین پنهانی‌؟

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.