عطار

شعر 15 | درد تو که در دلم به جای جان بود

درد تو که در دلم به جای جان بود

درمانِ من عاشق سرگردان بود

چون درد تو از پردهٔ دل روی نمود

چون در نگریستم همه درمان بود

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.