عطار

شعر 6 | دوش آمد و گفت: «در درون ما را باش

دوش آمد و گفت: «در درون ما را باش

در خاک نشین و غرقِ خون ما را باش»

بر من میزد تاکه ز من هیچ نماند

چون هیچ شدم گفت: «کنون ما را باش!»

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.