عطار

شعر 23 | آن بت که دلم عاشقِ جانبازش بود

آن بت که دلم عاشقِ جانبازش بود

جان شیفتهٔ زلفِ سرافرازش بود

گفتم که چو آید برود صد نازش

دوش آمد و آنچه رفت هم نازش بود

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.