عطار

شعر 38 | از بادهٔ عشق تو خماری دارم

از بادهٔ عشق تو خماری دارم

وز هرچه نه عشقِ تو کناری دارم

می در مکش از من سرِ زلفِ تو که من

با هر شکنِ زلفِ تو کاری دارم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.