عطار

شعر 9 | تا غمزهٔ چشم رهزنت راهم زد

تا غمزهٔ چشم رهزنت راهم زد

صد تیرِ جفا بر دلِ آگاهم زد

بس سنگدل و ستمگرت میبینم

بشتاب که سنگ و سیم را خواهم زد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.