عطار

شعر 14 | اندیشهٔ ابروی تو پیوسته مراست

اندیشهٔ ابروی تو پیوسته مراست

وز حلقهٔ زلفت دل بشکسته مراست

چون خط تو رسته است و دهانت بسته

عشقی است که بر رسته و بر بسته مراست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.