عطار

شعر 20 | زهرم آید شکرستان بی لبِ تو

زهرم آید شکرستان بی لبِ تو

بگرفت مرا دل از جهان بی لبِ تو

گفتی که تو زود از لب من سیر شوی

بس سیر شدم بُتا ز جان بی لبِ تو

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.