عطار

شعر 23 | من بی سر و سامانِ تو میخواهم زیست

من بی سر و سامانِ تو میخواهم زیست

سرگشته و حیرانِ تو میخواهم زیست

در چاهِ زنخدانِ تو میخواهم مرد

وز چشمهٔ حیوانِ تو میخواهم زیست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.