عطار

شعر 26 | در عشق دلم هیچ نمیسنجد از او

در عشق دلم هیچ نمیسنجد از او

هر دم به غمی دگر همی رنجد از او

زان تنگ دهان میبنگویم سخنی

تنگ است دهان برون نمیگنجد از او

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.