عطار

شعر 24 | دوش آمد و دادِ دلِ سرمستم داد

دوش آمد و دادِ دلِ سرمستم داد

یک عشوه نداد و بوسه پیوستم داد

پس دستم داد تا ببوسم دستش

این کار نکو نگر که چون دستم داد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.