عطار

شعر 32 | در عشق تو من با دل پرخون چکنم

در عشق تو من با دل پرخون چکنم

چون افتادم ز پرده بیرون چکنم

گفتم نفسی برآرم از دل با تو

دل رفت و نفس نماند اکنون چکنم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.