عطار

شعر 23 | چون درد و دریغ از دل ریشم بنشد

چون درد و دریغ از دل ریشم بنشد

جان شد به دریغ ودرد خویشم بنشد

گفتم که چو سایه میروم از پس او

این نیز چه سود چون ز پیشم بنشد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.