عطار

شعر 23 | ره نیست بدان دانه کِشتند مرا

ره نیست بدان دانه کِشتند مرا

وز قصّهٔ آن خط که نوشتند مرا

گر میبندانم آنکه درمان من است

دانم که ز درد او سرشتند مرا

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.