عطار

شعر 48 | روزی که بود روز هلاک من و تو

روزی که بود روز هلاک من و تو

از تن برهد روانِ پاک من و تو

ای بس که نباشیم وزین طاق کبود

مه میتابد بر سر خاک من و تو

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.