عطار

شعر 12 | در پیش رخ تو آفتاب افسانه‌ست

در پیش رخ تو آفتاب افسانه‌ست

در جنبِ لبت جام شراب افسانه‌ست

چون گل بشکفت و رونقِ روی تو دید

از شرمِ تو آب شد، گلاب افسانه‌ست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.