عطار

شعر 16 | ای صبح اگر عزیمتِ خنده کنی

ای صبح اگر عزیمتِ خنده کنی

حالم چو جمالِ خویش فرخنده کنی

دایم چو تویی همدم عیسی در دم

تا بوکه دل مردهٔ من زنده کنی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.