عطار

شعر 11 | تن جز به هوای تو قدم مینزند

تن جز به هوای تو قدم مینزند

جان جز به ثنای تو قلم مینزند

بیچاره دلم که همچو شمعی همه شب

میسوزد و میگرید ودم مینزند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.