عطار

شعر 96 | ماتم زدهٔ تو جانِ سرگشتهٔ ماست

ماتم زدهٔ تو جانِ سرگشتهٔ ماست

غرقه شدهٔ تو دلِ آغشتهٔ ماست

چون شمع به سوزِ رشتهٔ جان سوزم

دردِ دل و سوزِ عشق سررشتهٔ ماست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.