عطار

شعر 4 | شمع آمد و گفت: جانِ من میسوزد

شمع آمد و گفت: جانِ من میسوزد

وز جان تن ناتوانِ من میسوزد

سوگند همی خورم به جان و سرِ خویش

وز سوگندم زبانِ من میسوزد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.