عطار

شعر 14 | شمع آمد و گفت: هر زمان چون قلمم

شمع آمد و گفت: هر زمان چون قلمم

گاز از سرِکین سرافکند در قدمم

بسیار به عجز گاز را دم دادم

هم درگیرد که آتشین است دمم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.