عطار

شعر 43 | شمع آمد و گفت: اگر لبم پُرخنده است

شمع آمد و گفت: اگر لبم پُرخنده است

بر خود خندم که چشم من گرینده است

از سر تیزی سرم به پای افکنده است

کان سر تیزی ز آتش سوزنده است

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.