عطار

شعر 50 | شمع آمد و گفت: دل گرفت از خلقم

شمع آمد و گفت: دل گرفت از خلقم

کافتاد ز خلق آتشی در فرقم

چون زار نسوزم و نگریم بر خویش

آتش بر فرق و ریسمان در حلقم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.