عطار

شعر 81 | شمع آمد و گفت: زخم خوردم بر سر

شمع آمد و گفت: زخم خوردم بر سر

ایام بسی نهاد دردم بر سر

روزم دم سرد گشته شب سوخته درد

ای بس که گذشت گرم و سردم بر سر

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.