عطار

شعر 41 | هان ای دل بیدار بخفتی آخر

هان ای دل بیدار بخفتی آخر

گفتی که نیوفتم بیفتی آخر

ای جان شده عطّار و ز جان آمده سیر

بسیار بگفتی و برفتی آخر

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.