عطار

شعر 2 | گفت با مجنون شبی لیلی براز

گفت با مجنون شبی لیلی براز

کای بعشق من ز عقل افتاده باز

تا توانی با خرد بیگانه باش

عقل را غارت کن و دیوانه باش

زآنک اگر تو عاقل آئی سوی من

زخم بسیاری خوری در کوی من

لیک اگر دیوانه آئی در شمار

هیچکس را با تو نبود هیچ کار

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.