عمان سامانی

شعر 8 | شبلی آن سرحلقه اهل نیاز

شبلی آن سرحلقه اهل نیاز

بد به صف بوحنیفه در نماز

تا که از مسجد برون شد با شتاب

گفت هذا مسجدم سوق الدواب

بوحنیفه این حکایت چون شنفت

گفت استر می خریدم راست گفت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.