شعر 10 | ای چو مضطران سر آورده به جیب
ای چو مضطران سر آورده به جیب
غیره لا مضطرینا من یجیب
اول فکرت تویی اندر شمار
آخر فکرت تویی همت گمار
لیک اگر نشناختی تو خویش را
بنده گشتی نفس کافرکیش را
در جهانی نو چو بنهادی قدم
گم شدی در ظلمت ملک عدم
خاک بر سر کن به چشمان پر آب
می بگو «یالیتنی کنت تراب »
راه سخت است ای برادر هوش دار
باز، در این راه چشم و گوش دار
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.