عنصری

رباعی 20 | حورات نخوانم که تو را عار بُوَد

حورات نخوانم که تو را عار بُوَد

حورا برِ تو نگارِ دیوار بُوَد

آن را که چنین لطیف دیدار بُوَد

حقا که بر او عشق سزاوار بُوَد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.