عنصری

رباعی 58 | گفتم چشمم کرد بزلف تو نگاه

گفتم چشمم کرد بزلف تو نگاه

چون گشت دلم برنگ زلف تو سیاه

گفت او نبرد مگر به بیراهی راه

زیرا که نگیرد آن لب او را بگناه

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.