غبار همدانی

غزل 23 | گر به دنبال تو یک ناله ام از دل خیزد

گر به دنبال تو یک ناله ام از دل خیزد

ناله جای جرس از ناقه و محمل خیزد

خیز ای دل که در این قافله امشب من و تو

نگذاریم که افغال ز جلاجل خیزد

نفروشم به دو صد زمزمۀ چنگ و رباب

ناله ای راکه شب هجر تو از دل خیزد

عشق را شیفته ای باید جان بر کف دست

این نه کاریست که از مردم عاقل خیزد

هر چه در مزرع دل تخم وفا بتوانی

رو بیفشان که ازین مزرعه حاصل خیزد

چون هما مرغ دلم از سر عالم برخاست

از سر کوی تو ای مه به چه مشکل خیزد؟

دامن آلوده به خون دل بلبل بینی

در گلستان جهان هر گلی از گل خیزد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.