غبار همدانی

غزل 41 | ما ندیدیم به جز چشم تو خونخوار دگر

ما ندیدیم به جز چشم تو خونخوار دگر

هر نفس در پی آزار دلِ زار دگر

گر بریزد همه غمهای جهان بر سر ما

ما نخواهیم به جز عشق تو غمخوار دگر

نیم جانی است که باید به تو تسلیم کنم

غیر ازین نیست مرا با تو سر و کار دگر

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.